بیوگرافی_سعدي
سعدي، نادره گفتار
يكي از طلايه داران و پيشاهنگان فرهنگ بشري كه كلام و زبانش چون شكر زبانزد عام و خاص است و آثارش به بيشتر زبان هاي دنيا ترجمه گرديده است، سعدي، شاعر پر آوازه ي قرن هفتم هجري قمري است. ستاره ي پر فروغي كه در آسمان ادب درخشيد و با نور فروزان خود پهنه ي ادبيات ايران را روشن و منور ساخت. بي ترديد سعدي يكي از بزرگترين سخن سرايان ايران و جهان به شمار مي رود. "امرسون"شاعر آمريكايي، سعدي را شاعر دوستي، عشق، ايثار و صفا و آرامش مي شناسد. "هردر" شاعر و حكيم آلماني، از سعدي به عنوان معلم اخلاق نام مي برد. (1)
سعدي در ابتداي سالهاي نخست قرن هفتم در شيراز چشم به جهان گشود. اجدادش از علماي دين بودند. او در كودكي زير نظر پدرش تربيت شد، اما در كودكي از نعمت پدر محروم شد. او تحصيلات ابتدايي و علوم ادبي را نزد استادان بزرگ در شيراز به پايان برد و جهت تكميل تحصيلات خود راهي بغداد شد و در نظاميه ي بغداد به تحصيل مشغول شد و در محضر استادان بزرگي چون "ابو الفرج بن جوزي" و "شيخ شهاب الدين سهروردي" كسب فيض نمود و نكته ها آموخت و بهره هاي فراوان برد. پس از فراغت از تحصيل در نظاميه ي بغداد به تدريس مشغول شد و در ضمن تدريس به جهانگردي پرداخت. بغداد و شام و حجاز تا شمال آفريقا را زير پا گذاشت و پس از كسب علم و سفرهاي متعدد با جهاني تجربه و دانش به شيراز بازگشت و به تاليف و تدوين شاهكارهاي خود پرداخت. ره آورد سعدي كتاب بوستان يا سعدي نامه است كه در سال 655 به مثنوي تعليمي تدوين گرديد. هنگامي كه سعدي به شيراز بازگشت، اتابكان فارس فرمانروايي مي كردند و سعدي نزد اتابك ابوبكر و پسرش سعد از امراي فارس منزلتي بسزا يافت. زماني كه سعدي شيراز را ترك كرد سراسر خاك ايران را وحشت حمله ي مغول فرا گرفته بود و اين قوم از ايجاد وحشت و رعب در دل مردم ابايي نداشت. اما به تدبير "اتابك ابوبكر بن سعد زنگي"مردم فارس از هجوم مغول در امان ماندند. زماني كه سعدي به شيراز بازگشت، شيراز در آرامش كامل به سر مي برد و ديدن آرامش آن جا شوق گرد آوري سروده ها و گفته ها را در سعدي ايجاد كرد. گفته مي شود "ابوبكر" نخستين ممدوح سعدي بود و او پسري داشت كه وي را به نام جدش "سعد" مي خواندند و تخلص سعدي را از نام او مي دانند. سعدي دو اثر گرانبهاي خويش را به نام اين پدر و پسر گرد آورد. "بوستان" را به نام ابوبكر و
1) چشمه روشن، دكتر غلامحسين يوسفي.
"گلستان" را به نام سعد. جز ابوبكر و پسرش سعد، "شمس الدين محمد جويني" صاحب ديوان و برادرش "عطا ملك جويني" صاحب تاريخ جهانگشا از ممدوحين سعدي اند. سعدي بيش از اين كه مدح گويد ممدوحين خود را پند و اندرز مي دهد. آنان را از بيداد و ستم بر حذر مي دارد و به عدالت و دادگري مي خواند، و يا صفات نيك آنان را مي ستايد. و غير مستقيم ايشان را به داشتن خوي و اخلاق پسنديده تشويق مي كند. سعدي پرورش يافته ي مكتب الهي و آشنا به معارف قرآني است و در جاي جاي سخنانش نشانه هاي اعتقادي او به خوبي پيداست. برخي او را شاعر صوفي و عارف مي دانند، البته عرفان او به پختگي و عمق عرفان حافظ و مولوي و عطار نيست.
مشهورترين آثار سعدي، بوستان وگلستان و ديوان قصايد و غزليات است.
بوستان:
بوستان، بوستان يا سعدي نامه، نخستين اثر سعدي است كه به عنوان ره آورد سفر در سال 655 ه.ق. در قالب مثنوي حكمي تنظيم و تكميل گرديد. اين منظومه در اخلاق و تربيت و پند و تحقيق در ده باب است. عدل، احسان، عشق، تواضع، رضا، ذكر، تربيت، شكر، توبه و مناجات موضوع باب هاي دهگانه ي بوستان است.
اين منظومه با زباني استوار و روان و دور از هر گونه تصنع تصويري از مدينه ي فاضله سعدي است. مدينه ي فاضله، شهر آرماني سعدي، دنياي پسندها و آرزوهاي اوست كه هميشه در سر مي پروراند. جهان سعدي در بوستان سراسر نيكي، زيبايي، پاكي و دادگري است. به قول "بها الدين اسكندري" دنيايي كه بيشتر رنگ "بايد" ها دارد تا "هست" ها. آن چه مسلم است بوستان از مهم ترين كتاب هاي زبان و ادبيات فارسي است كه آميزه اي از عرفان و حكمت و اخلاق و دستور هاي زندگي را با عباراتي بس شيوا و رسا بيان مي كند. دكتر "غلامحسين يوسفي" در "چشمه روشن" بوستان را عالم ايثار و انسانيت و تسامح معرفي مي كند.
گلستان : زيباترين كتاب نثر فارسي بي گمان گلستان سعدي است. اين اثر از يك ديباچه و هشت باب فراهم آمده است. سيرت پادشاهان، اخلاق درويشان، فضيلت قناعت، فوايد خاموشي، عشق وجواني، ضعف و پيري، تاثير تربيت و آداب معاشرت از باب هاي هشت گانه ي اين كتاب است.
سعدي در گلستان با روشن بيني و دل آگاهي از تجربه هاي خويش مي گويد. سعدي اين كتاب را در پايان مسافرت هاي طولاني و پس از كسب تجربيات فراوان به رشته ي تحرير در آورده است.
دكتر "غلامحسين يوسفي"در كتاب "ديداري با اهل قلم" مي نويسد: "آن چه در گلستان بيشتر جلب نظر مي كند تجربه هاي فراوان و متنوع سعدي در زندگاني است." (1) و به قول "بها الدين اسكندري" اگر سعدي در بوستان جهان را به تصوير كشيده كه بيشتر رنگ "بايد" دارد تا "هست" در گلستان دنيايي را رقم مي زند كه بيشتر "هست" ها در آن نمود دارند تا "بايد" ها. هدف سعدي از نوشتن گلستان هدفي است اخلاقي و تربيتي. ارزش گلستان سعدي به غير از محتوا، در هنر نويسندگي سعدي است. گلستان سعدي با نثري آهنگين ، گوش نواز به پيروي از شيوه ي نثر مسجع و فني به نگارش در آمده است. اين كتاب حدود هشت قرن است كه با ذهن و زبان ما پيوند دارد و هرگز گرد كهنگي بر آن نخواهد نشست. سجع و ترصيع و آيات و امثال و شعر در گلستان بسيار يافت مي شود اما نثر گلستان را مصنوع و متكلف نساخته است. زماني كه نثر از رسالت اصلي خود خارج شده بود و در پيچ و خم هنر نمايي ها و فضل فروشي ها گرفتار آمده بود اين اثر راهي نو فرا روي نثر پارسي گشود و به ياد آورد كه مي توان ساده و زيبا نوشت. لطف سخن و ايجاز و بلاغت در كلام سعدي بسياري از ابيات و عبارات او را در شمار امثال و حكم در آورده است.
|
1) ديداري با اهل قلم، دكتر غلامحسين يوسفي. ص.25
|
عشق جان مايه ي شعر و ادب فارسي است و در غزل سعدي از عشق به معشوق و دشواري هاي راه عشق بارها سخن به ميان آمده است. عرفا بر اين عقيده اند كه اساس و شالوده ي هستي بر پايه عشق استوار است و اين موهبتي است كه در هر چيزي جاري است. عشق پاك كه در عاشق نفوذ مي كند او را از خودي خود دور مي كند تا آن جا كه جز معشوق نمي بيند. اين عشق انسان را از دلبستگي هاي مادي آزاد كرده و روح او را تلطيف مي كند. سعدي كمال عاشق را در سر انداختن به پاي معشوق مي داند.
سرم از خداي خواهد كه به پايش اندر افتد كه در آب مرده بهتر كه در آرزوي آبي
سعدي گذشتن از همه رنگها و تعلقات را براي وصول به بارگاه دوست ضروري مي داند. او از ناتواني و ناچيزي عاشق در برابر معشوق سخن مي گويد:
دل من نه مرد آن است كه با غمش برآيد مگسي كجا تواند كه برافكند عقابي
و يا عاشق را جون شبنمي ناچيز در مقابل خورشيد وجود معشوق مي داند كه به مدد گرماي عشق به والاترين مرتبه مي رسد.
چون شبنم اوفتاده بدم پيش آفتاب مهرم به جان رسيد و به عيوق بر شدم
و سرانجام عشق، مس وجود عاشق را طلا و و او را شايسته حضور در بارگاه محبوب مي سازد.
گويند روي سرخ تو سعدي كه زرد كرد؟ اكسير عشق بر مسم افتاد و زر شدم
خلاصه كلام، سعدي در آثار خويش با روشن بيني و دل آگاهي در اوج فصاحت و بلاغت از تجربه ها و دانش خود سخن مي گويد و چشم انداز هاي گوناگون زندگي و راه رسيدن به زندگي مطلوب را نشان مي دهد.